عشق شیرینش مرا فرهاد کرد
او بیامد مرغ دل را از قفس آزاد کرد
او بشد لیلا و ما مجنون روی ماه او
قلب ویران مرا آباد کرد
نام شیرینش تمام تلخی عمرم زدود
قبل از او
قبل از او دنیا برایم اینچنین زیبا نبود
بعد از او هم زندگی هست
بعد از او هم زندگی هست ولیکن تلخ تلخ
بعد از او این زندگی دیگر چه سود؟؟؟؟؟
تقدیم به حسین ( گل عاشق اول) : در لحظه ی آخر لحظه ای درنگ کن و دیوانه وار در چشمانش نگاه
کن . چه می بینی ؟ چه می بینی ؟ ![]()
تقدیم به مژگان ( گل عاشق دوم ) : در کتاب خواندم سیگار بد است دیگر سیگار نکشیدم در کتاب
خواندم دروغ بد است دیگر دروغ نگفتم در کتاب خواندم عشق بد است دیگر کتاب نخواندم![]()
تقدیم به زیبا ( گل عاشق سوم ) : من نیز مانند تو دلتنگم کاملا مانند تو ولی یادت نره که عشق
زیبایی خاص خودشو داره درست مثل اسمت و فراموش نکن این لحظه های دلتنگی عزیز تر از هر
دلتنگی دیگرند ![]()
تقدیم به پیام ( گل عاشق چهارم) : ساده بگویم نگاه زاده ی علاقه است > اگر دوچشم روشن عشق
به تو نگاه کند دیگر تو از آن خود نیستی![]()
تقدیم به ترنم ( گل عاشق پنجم ) : اگر برای یک دنیا یک نفری برای یک نفر یک دنیایی عزیز دل![]()
تقدیم به نازنین ( گل عاشق ششم ): شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم بی تو بودن را برای
با تو بودن دوست دارم![]()
تقدیم به ترنم ( گل عاشق هفتم ) : گوشه گوشه ی این دل خراب سر شار از عطر نگاه توست عزیز دل
دوستت دارم
تقدیم به مژگان ( گل عاشق هشتم ) : بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
احتزاز ابدیت را
یارای تماشایم نیست
کاش می گفتی چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست![]()
تقدیم به مژگان ( گل عاشق نهم ) : از لطفی که به من داری بی نهایت ممنونم عزیزم![]()
تقدیم به علی ( گل عاشق دهم ) : و قلبش ایستاد .. از مرگ بلند تر بود![]()
تقدیم به زیبا ( گل عاشق یازدهم ) : من از انسان سخن گفتم من از عاشق شدن گفتم
به من رندانه خندیدند مرا هرگز نفهمیدند ![]()
تقدیم به مژگان( گل عاشق دوازدهم): گاهی وقتا که می یای سر روی شونم می ذاری
تموم غصه ها رو از دل من بر میداری
اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره
وقت بیداریبازم غم می شینه تو حنجره![]()
تقدیم به مژگان( گل عاشق سیزدهم): اگه یه روز توپت افتاد خونه ی همسایه اصلا ناراحت نشو چون
من قلبمو می ندازم زیر پات تا باهاش بازی کنی![]()
تقدیم به بابک( گل عاشق چهاردهم): از جمله ی عاشقانه برای شما صرف نظر شد ولی فقط یه چیزی
بهت بگم که بابک جان سعی کن یه حادثه زندگیتو تشکیل نده و فقط یه زندگی باشه که زندگیتو تشکیل
بده و یادت نره اگه دختر هایی که به این وبلاگ سر می زنن بخوان مثل شما حرف بزنن خیلی از اینهایی
که تو گفتی بدتر می گن چون اونا یه کم احساساتی ترند و من از تمومشون بابت پیغامی که بابک
فرستاد که خیلی تند و زننده بود عذر خواهی می کنم امیدوارم دیگه همچین موضوعی پیش نیاد
تقدیم به امیر( گل عاشق پانزدهم ): اشتباه آنی است و پشیمانی آن آن آنهاست...!!!![]()
تقدیم به سارا ( گل عاشق شانزدهم ): شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم
تقدیم به سارا ( گل عاشق هفدهم): سارا جان هنوز دوستت دارم و یه چیزی ازت می خوام که
هیچ وقت به چیزای بد فکر نکنی و البته هیچ وقت خود خواه نباشی من از دست تو ناراحت
نیستم و امیدوارم که تو هم هیچ وقت نباشی دوستت دارم برای همیشه پس دوستم داشته
باش . راستی یه پست جدید می خوام بذارم به اسم دوستم داشته باش فقط برای تو .
امیدوارم خوشت بیاد . یادت نره چه قولی دادیا.
تقدیم به مهری( گل عاشق هجدهم ): می گویند شیشه ها احساس ندارند ولی آنروز که بر روی
شیشه ی مه گرفته ای نوشتم دوستت دارم آرام گریست
این هم یه گل یه دل و یه کاغذ که منتظره به دست شما عزیزا پر
بشه البته تو قسمت نظرات
«عاشقانه با خدای خودت درد و دل
کن»اولین نفری هم که درد ودل می کنه خودمم منتظر درد و دل شما
عزیزای عاشق هم هستم ضمنا از این به بعد این قسمت از وبلاگ هر
ماه وجود خواهد داشت البته در صورت استقبال شما گل عاشق
در صورت ارسال نظر و درد و دل هایی که با خدای خود در قسمت نظرات این قسمت انجام
میدید در قسمتی از این وبلاگ با عنوان « تقدیم به شما عزیزانی که با خدای خود درد و دل می کنید»
نام شما آورده خواهد شد و در روبروی آن جمله ای زیبا درج خواهد شد امیدوارم با نظراتت منو
خوشحال کنی
دوستتون دارم عاشقانه

حقیقت اینه که فقط ۱۵ سالم بود این اتفاق برام اتفاق بزرگی بود نمی دونم شاید واسه اینکه خیلی
ساده بودم اسمش میم بود البته اسم کاملش رو نمی گم دلیلش رو هم نمی دونم خوب شاید با میم
راحت ترم وقتی تو چشماش برای اولین بار نگاه کردم انگار به جز چشمای اون چیزی تو دنیا نبود خوب
حقیقتا زیبا هم بود یا شاید به چشم من زیبا می اومد میم نگاهی به من کرد شاید اونم همچین
احساسی راجع به من داشت نا خودآگاه به سمتش کشیده می شدم راستش دلم داش ضعف می
رفت
دوس داشتم یه روز بیاد که به من بگه دوسم داره دوس داشتم یه روز بیاد که به من بگه سعید
می یای بریم بیرون؟ خوب بچگی بود و هزار سادگی دیگه ... تنها چشمهاش رو می دیدم می دونی
اون یه انسان نبود یه .. یه جورایی یه حس بود یه حس که شاید تکرار نشدنی باشه رفتم و سلام
دادم اون هم هم سن خودم بود البته بعدا فهمیدم که ۲ ماه از خودم بزرگتر بوده و من خبر نداشتم ![]()
جونم برات بگه باورم نمی شد یعنی اصلا فکر نمی کردم این طوری بشه اون جواب سلام منو داد و من
خوشحال نمی دونستم خوب حالا چه کار کنم؟ اصلا برنامه ریزی نکرده بودم که بعد از سلام چی ؟؟؟؟
یعنی شاید اصلا فکر نمی کردم که جوابی بگیرم بعدا بهم گفت که از این خجالتی بودنم خیلی با
دوستاش به من خندیدن دنیا برام یه رنگ تازه گرفت با خودم می گفتم خدایا یعنی می شه ؟؟؟
یعنی اون به من سلام داد ؟ یعنی من تونستم با اون دوس بشم ؟ هرچه قدر با خودم کلنجار می
رفتم نمی تونستم باور کنم به خودم می گفتم سر یه ذره جذبه داشته باش ولی خوب می دونستم که
کار از این حرفا گذشته بود یه دفعه به خودم که اومدم دیدم پیشش نشستم و اون داره می گه آقا لطفا
از این جا بلند شید الان مادرم می رسه خواهش می کنم نمی دونم ولی فکر کردم یعنی اون می
تونه منو یه روز دوس داشته باشه راست بگم حقیقتا محتاج دوس داشتنش بودم و از طرفی دو س
داشتم که دوسم داشته باشه البته بعدا هزار بار به این کار خودم فحش دادم ..... ( دوستای من به
علت طولانی بودن مطالب سعی میکنم هرماه قسمتی رو بنویسم امیدوارم شما هم درد و دل کنید در
صورت انجام این کا ر هر روز قسمتی از وبلاگ با نام شما و جمله ای زیبا در رو بروی آن وجود
خواهدداشت ممنونم که گوش دادید به درد و دل های این کوچیک عاشق
)
یک عمر همچون سایه بر پای تو افتادم
=========================================
اکنون که می اندیشم
می بینم
که راست می گفتی
کاش....
چقدر سخت و جانکاه
میم
که من
که مرد
بعد از مدت های مدید و طولانی
شاید به بلندای احمقیت خود
تازه بفهمد
که
که
که اشتباه کرده است
میم هیچ کس نیست
تو نیز
و من در غم تو
روز و شب ندارم
به خدا راست می گویم
ای کاش
قاصدک خبر پاییزی مرا برای تو می آورد
ولی افسوس که قاصدک نیز نیست
دلم تنگ شده است
برای تو
و
بوسه های گرم و عاشقانه ات
دلخوشم
تنها به جهانی دیگر
بعد از تو
دیگر چه امیدی است به
زندگی بدون تو
دلم تنگ شده است
دیوانه وار
مثل دیوانگی همان روز ها
میم می خواهمت
هنوز هم
بعد از تو
لبانم روی لبی ننشست
و تنم گرمای تنی را حس نکرد
دیوانه وار و عاشقانه دوستت دارم
عزیزم
دلخوشم
تنها به جهانی دیگر
ولی شاید
حتی نباید دلخوش جهانی دیگر هم نباشم « سعید »
هیچ کس باور نمی کند
که من
به خاطر صدایی که
دوباره بشنوم
در کوچه های شبانه
تلف شدم ...... مردم
تو صدای دل انگیز پیانویی بودی
که در یک شب مهتابی
در کلبه ای مجهول به گوش می رسید
هیچ کس باور نمی کند
که من
به خاطر....
گوشم را عاشقانه برایتان فرستادم و عاشقانه منتظر نظرات شما عزیزای گل هستم
و تو که
عشق منی
باید مثل چراغ ها زندگی کنی
جهان
خیلی تاریک و دلتنگ است
به یاد « میم »
پس نگو ![]()
نگو که رویای دور از دسترس خوش نیست
قبول ندارم
گرچه به ظاهر جسم خسته س ![]()
ولی دل... .![]()
دریایی است ![]()
تاب و توانش بیش از این هاست ![]()
دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد باشد ![]()
دوستت خواهم داشت بیشتر ازدیروز ![]()
باکی ندارم از هیچ کس و هر کس ![]()
که ![]()
تو را دارم عزیز ![]()
بدان که خیلی دوستت دارم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

از کوچه های متروک سکوت سیاه رنگ
از ان بي وفايي ها
از ان يگانه اي كه دوباره مرا كوك نكرد
كه در ميان باد به رقص برخيزم
اخرين وداع تپشي بود از قلب كوچكم
كه هجده سال مي نواخت
واواي بود از ان لحظه هاي
كه با اشك بدرقه مي كردم
ونگاه هایي بود از ان چشمان خسته ام
كه روز و شب مي باريد براي تو
و اخرين وداع خواهشي بود از تو
ان زمان كه از كنار مزارم مي گذري
به روي گورم گلي بگذاري به پاس عشقم
اري يگانه ي من
اخرين وداع تنها سروده ايست
كه در ميان خونم جاريست
و اخرين اوايست كه
از دوست داشتنت سروده ام
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
می دونی گلم شاید این داستان عشقه که همه چیزش بر عکسه به هر صورت با شعر آخرین وداع
شروع کردیم با سلام نیز تمام خواهیم کرد درود بر عشق با تمام پیری که برای به یادگار
گذاشت
با تشکر از دوست خوبم «سارا»
سلام عزیزای من
این وبلاگ به زودی برای شما عزیزان آماده خواهد شد . در این
وب سایت از آهنگ های قشنگ عاشقانه و قدیمی استفاده خواهم کرد و البته
مطالب عاشقانه و عکس های عاشقانه امیدوارم لذت ببرید . نظرات تو عزیز گل یاری
دهنده من خواهد بود . امیدوارم بانظراتت منو خوشحال کنی . فعلا عاشقانه
خدانگهدار
این گل قشنگ خیر مقدمی باشه واسه شما عزیز
عاشق امیدوارم از دیدن این وبلاگ، عاشقانه لذت ببری

آخرین لحظه با من باش
عشق راز نا مکشوف تاریخ است شاید اگر از هر کسی بپرسی عشق چیه واقعا نتونه یه تعریف بده می دونی واقعیت اینه که آخه عشق فقط یه تعریف نیست اون یه حسه یه حس که با هیچ کدوم از حواس پنج گانه درک نمی شه و از طرفی با تمام حواس پنج گانه درک می شه وقتی راجع به عشق حرف می زنم دیوونه می شم این دیوونگی هم مثل دیوونگی های دیگه نیست مثل من مثل تو مثل ما نمی دونم عزیزم یه روز یه نفر از راه می رسه با رسمی که تو اسمشو می ذار ی قسمت ؛ و یه روز می ره با رسمی که اصلا دوس نداری اسمشو بگی تو فقط فکر می کنی عاجزانه التماس می کنی ولی .............. چی بگم گلم بعضی ها قیدشو می زنن بعضی ها هم تا آخرین لحظه پاش می مونن
به هرحال این تویی که تصمیم می گیری تا ابد بسازی و بسوزی یا فراموش کنی که یه روز یه نفر بهت گفت عاشقانه دوستت داره فقط برای خودت و نه هیچ چیز دیگه صداش مثل یه پیچک تو گوشت می پیچه و تو دستت از همه جا کوتاه عاشقانه و دیوانه وار آرزوی مرگ می کنی صد ها بار ولی تو مردی خیلی وقته که مردی اون روز ها که دیگه صدای لالایی دوستت دارم از گوشات رفت و پرید و دیگه بر نگشت تو مردی پس آرزوی مرگ نکن بعضی وقتا با خودم می گم یعنی می شه یه روز دیگه همون صدای آشنای همیشگی بگه دوستت دارم؟ بگذریم فکر کنم درد و دل تمام شما عزیزا یه جور شبیه خودم باشه ولی به هر حال شبیه بودن یا نبودنش زیاد فرق نمی کنه
مهم اینه که عاشقی و از عشق نمی ترسی دوستتون دارم تا ابد ![]()