![]() |
![]() |
|
| مثل من ، مثل تو ، مثل ما ، مثل عاشقانه ها |
|
قرار بود نامه ام رنگ درد نگیرد که گرفت… به یک بار نوشتنش که می ارزد. کاکایی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 20:59 توسط سعید |
|
|
من و تو با هم می شویم دو نفر! نه من و تو با هم می شویم یک نفر! نه! نه! ... .. ما با هم می شویم یکی دیگر نه.. اصلا هر چه بگویی می شویم .. من و تو می شویم ما نه این هم درست نیست.. من و تو چه چیزهایی که نمی شویم.. امان از دست من و تو!! --------------------------------------- تا یکی دو هفته نیستم. دارم می رم مسافرت. بالاخره از شرّ این شهر خلاص می شم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 12 مرداد1386ساعت 4:3 توسط سعید |
|
|
سلام . حتما می دونید که در زمان یونان باستان خدایان متفاوتی به نام پدیده های مختلف نام گذاری شده بودند. بعضی از خدایان اساطیر یونان اینها بودند: آتنا Atene - خدای عقل آرتیمیس Artimis - خدای زمین زئوس - خدای خدایان (ژوپیتر) ایشتار ishtar - خدای باروری اوشنوس oceanus - خدای اقیانوس ها نپتون nepton - خدای دریا ومته - الهه ی نیکی و برخی از خدایان اساطیر نروژی و اسکاندیناویایی به نقل از "یاستین گوردر" اینها هستند : ثور thor - خدای رعد و برق فرییا freyja - الهه ی باروری اُدین odin - خدای اعظم جنگ ، دانایی و شعر (پدر ثور) هیمدال himdal - خدای پاسدار خدایان فرییر freyer - خدای باروری و صلح و نیکبختی در اساطیر اسکاندیناوی هودر hoder - پسر نابینای خدای اعظم اُدین بالدر balder - پسر دیگر اُدین و ۹ الهه ی دانش و هنر به این ترتیب نام گرفته بودند: ۱. کالیوپه kalliope - الهه ی شعر های حماسی 2. کیلو kilo - الهه ی روایت و داستان سرایی 3. ایوترپه euterpe - الهه ی آهنگ 4. تالیا thalia - الهه ی کمدی 5. ملپومنه - الهه ی تراژدی 6. ترپسیکوره - الهه ی رقص 7. اراتو erato - الهه ی نغمه های عاشقانه 8. اورانیا urania - الهه ی اخترشناسی 9. پولی هیمنیا polyhymnia - الهه ی سرود و پانتومیم در اساطیر ایرانی هم : میترا - خدای خورشید و مهر ویو - الهه ی باد هومه - الهه ی تندرستی
و اما خدای عشق در یونان باستان نام زیبای آفرودیت Afrodit یا در رم باستن نام زیبای ونوس venus را به خود گرفته بود. در ایران باستان نیز الهه ی عشق نام زیبای آناهیتا Anahita را به خود گرفته بود. خدای عشق Anahita & venus & Afrodit سه عکس دیگر از الهه ی عشق رو در ادامه ی مطلب ببنید. مطالب از : کتاب "دنیای سوفی" از یاستین گوردر کتاب "راز فال ورق" از یاستین گوردر عکس ها از : www.mythencyclopedia.com ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 17:2 توسط سعید |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 مرداد1386ساعت 20:4 توسط سعید |
|
سحرگه
بهناگاه با قُشَعْريرهی درد در لطمهی جان ِ ما
مژگان ِ حيران ِ برگاش را
پلک ِ آشفتهی مرگاش را، و نعرهی اُزگَل ِ ارّهی زنجيری
تا به کسالت ِ زرد ِ تابستان پناه آريم
ع.پاشایی ساعت : ۲ بعد از ظهر در تاریخ : ۳۰/۴/۱۳۸۶ با تشکر از سایت : استاد احمد شاملو
دوم مرداد ۱۳۸۶ سالگرد وفات این استاد بزرگوار بر تمامی دوستدارانشان گرامی باد و با آرزوی آرامش ابدی برایشان.
===========================================
"احمد شاملو" : هرگز کسی چنین فجیع به کشتن خود بر نخواست که من به زندگی نشسته ام. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 6:30 توسط سعید |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
درباره ی عاشقانه ها :
من با عاشقانه ها ساز می زنم. گاهی غم ، گاهی شاد و گاهی ناکوک و فالش. در عاشقانه ها ، همه ی چیزی که هستم را می خوانید بدون دروغ، بدون ریا و بدون رنگ و لعاب. اولین بار، بدون لعاب زندگی کردن را از حسین پناهی آموختم آنجا که گفت : من همینم . اگر کسی قصد به زندان انداختن مرا دارد کمی درنگ کند. دوباره این جملات را بخواند : من بد نیستم. تنها بدی ها را گزارش می کنم. گاهی به نفع شما و گاه به ضررتان و از دیدگاه من ، باز هم به نفعتان. نفع همه ی ما ایران است. ما در ایرانی بودن مشترکیم. برادرم را در راه همین ایران دادم. سخاوتمندانه رفت و با کوله باری از کارهای نیمه تمام گفت : کار همه ی ما ایران است. از عشق می نویسم و می دانید که سرزمین ما سرزمین لیلی ها و مجنون هاست. چندی ست البته که نیست . خواهد بود. تا جایی که ایران هست باید بود. عشق همه ی ما ایران است. مرا جدی نگیرید. من تنها وا مانده ام از سرنوشت خویش. ضربه خورده ام از دروغ و کثیف شده ام از نامردی ها. از آنان که بدند و جای خوبان نشسته اند. از سیاست. سیاست ، کار من نیست. در آن دخالت نکرده ام و می دانم که هرگز نخواهم کرد. تنها معترضم. معترض به حقوق از دست رفته ام. امید همه ی ما ایران است. اینجا به هر حال عاشقانه هاست. هدفش توصیف عشق است. عشقی که مال ماست. مال ما ایرانی هاست. مال ما شرقی هاست. می توانستم از توصیف عشق منصرف شوم و تنها آن را تعریف کنم و بعد هیچ. اما اعتقادم این است که عشق تعریف نمی شود. شاید بتوان توصیفش کرد. عشق من، در واقع همان خدای شماست. می دانم که نمی شود تعریفش کرد اما می شود توصیفش کرد. خدا نیز در سرزمین ماست. ما قوم آریایی ، از جنس اسلامیم. ریشه مان اسلام است هر چند من اسلام را به خوبی عشق نمی شناسم. عشق من بمانند اسلام شماست. ما همه انسانیم. هدفمان انسانیت است. گاهی به هم ایراد می گیریم تا راه انسانیت را گم نکنیم. این است همه ی عاشقانه هایم. شعار من هر سال چیزی ست و همیشه یک چیز : مثل من ، مثل تو ، مثل ما، مثل عاشقانه ها. عشق ، سرنوشت همه ی ماست. صلح ، شعارمان و آزادی ، اعتقادمان . حالا با این درنگ یک دقیقه ای هر کاری خواستی بکن. از حضورتان در وبلاگم خوشحالم . دوستتان دارم که اینجایید. که می خوانید. که می بینید و نقد می کنید. دوستتان دارم. سعید |
| پیوندهای روزانه |
|
حسین پناهی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|