تبليغاتX
عاشقانه ها
مثل من ، مثل تو ، مثل ما ، مثل عاشقانه ها
 

یاد خسرو شکیبایی عزیز و صدای دوست داشتنی اش بخیر . هر چند فکر نکنم دیگه سریال خانه ی سبز به لحاظ مورد منکراتی کلمه ی "سبز" از تلویزیون پخش بشه اما خالی از لطف نیست که باز هم صدای خسرو را بشنویم وقتی که می گفت :

" به نظر من یه خونه هر جایی می تونه باشه. می تونه بالای یه ساختمون بلند باشه. می تونه توی یه کوچه ی قدیمی که زیر یه بازارچه ست باشه. می تونه بزرگ یا می تونه کوچیک باشه . می تونه برای هر کس مفهومی داشته باشه . یا هر رنگی داشته باشه. می تونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه. می تونه به رنگ قرمز یا به رنگ . . .

ولی من یا بهتر بگم ما {اعضای تشکل راه سبز امید } ، معتقدیم خونه هر چی که باشه باید سبز باشه. بله! سبز ، و همیشه سبز "

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 2:19  توسط سعید | 

 

خدا رحمت کند دکتر علی را که این قدر زود ، حتی قبل از آنکه تشیع صفوی مصباح ، پا به عرصه بگذارد در این باره سخن گفت. شریعتی در تقابل این دو ، تشیع علوی را تشیع راستین می نامد و مبدا تشیع صفوی را از زمانی می داند که علمای اسلام ـــ که همیشه منتقد حکومت بودند ـــ خود ، پا به عرصه ی حکومت می گذراند و در کنار پادشاهان ، دیده می شوند نه در برابر آنها. او می گوید تشیع صفوی و علوی آنچنان به هم شبیهند که مردم نمی فهمند گویا آب از آب تکان نخورده و هیچ اتفاقی برای دین و مذهب الهی نیفتاده است . شریعتی باز ادامه می دهد که این دو ، اصول و فروعشان یکی ست و حالا اگر شریعتی بود ، بی گمان ، تشیعی جدید تر را می دید که خود در لباس روحانیت جای پادشاه را گرفته و هر روز مغرور تر می شود تا آنجا که بی گمان ادعای خدایی اینها دیر نخواهد بود.

وا اسفا

نماز جمعه ی ۲۳ مرداد بر خلاف نماز جمعه ی پیشین ( به امامت هاشمی رفسنجانی ) ، نماز جمعه ایست که به احتمال بسیار زیاد به امامت! احمد خاتمی برگزار می شود و خاتمی که بی گمان قصد تازیدن بر کروبی و موسوی و هر چیزی که حق است را دارد ؛ خود را آماده کرده است که مانند همیشه آرام و بی صدا دروغ را جایگزین واقعیتی کند که در جامعه جاریست.

فردا بی گمان برای اولین بار ، تشیع علوی سبز رنگ این روزها در برابر تشیع صفوی کودتاگر ، قرار خواهند گرفت/

درود بر موج سبز  

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به یاد دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 23:24  توسط سعید | 
 

دهانت را می بویند

مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می بویند

مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

و عشق را کنار تیرک راه

بند تازیانه می زنند

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

در این بن بست کج و پیچ و سرما

آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند

به اندیشیدن خطر مکن

روزگار غریبی است نازنین

آن که بر در می کوبد شبا هنگام به کشتن چراغ آمده است

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابان اند بر گذرگاه ها

مستقر با کنده و ساتوری خون آلود

روزگار غریبی است نازنین

و تبسم را بر لبها جراحی می کنند

و ترانه را بر دهان

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

کباب قناری بر آتش سوسن و یاس

روزگار غریبی است نازنین

ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱. امشب ،

امشب شب درگذشت شاعری ست که آزادی خواه بود.

اشتباه کردم.

امشب شب درگذشت هنرمند شاعری ست که آزادی خواه بود.

می بینی ؟

من همیشه اشتباه می کنم.

امشب، شب درگذشت آزاده ایست که شاعر بود .

امشب ، شب وفات شاملوست. بامداد. الف.

روحش شاد و نامش همیشه جاودان .

کانون نویسندگان در روز ۲ مرداد ساعت ۵ بعد از ظهر مراسمی را در آرامگاه کوچک این آزاده ی بزرگ ترتیب داده . شاید آرامگاه شاملو را ندیده باشید. تکه سنگی ست. نه از طلاست و نه لوستری میلیونی بر بالای آن است. درست مانند شریعتی. درست مانند فروغ. حتی آرامگاه شاملو سنگ قبریست بسیار کوچک. انسان یاد بقیع می افتد وقتی به ملاقات این بزرگان می رود.  

 

۲. چگونه ایران را سبز کنیم ؟  ( تازه داره شروع می شه )

ببینید و بخوانید

 

۳. گنجی و گوگوش و ابی و بسیاری دیگر 

از همه ی بزرگانی که در حد وسع خودشان ، در اعتصابات غذایی نیویورک شرکت کرده اند و خواهند کرد سپاسگزاریم. خوشحالیم که نمی گذارید به این زودی فراموش شود این همه رنج و خوشحالیم که گوگوش را داریم. و به شخصه خوشحالم که طرفدار خواننده ای چون شهرام کاشانی نیستم. خوشحالم که وقتی گنجی از ایران رفت نگفتم که او رفت تا آزاد زندگی کند پس یک وطن پرست نیست. خوشحالم از خودم و تمام کسانی که دارمشان.

اکبر گنجی ، رابرت ردفورد(کارگردان بزرگ امریکایی) ، شون پن (بازیگر) ، نوآم چامسکی (فیلسوف) ، خوزه کازونوا (جامعه شناس اسپانیایی)، جوشوا کوهن (استاد حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه استنفورد)، مارتا نسبام (استاد حقوق، دانشگاه شیکاگو)، تامس اسکانلون(استاد فلسفه، دانشگاه هاروارد)، الیزابت اندرسون(استاد حقوق، دانشگاه میشیگان)، جاشوا اوبر(استاد علوم سیاسی، دانشگاه استنفورد)، اندی اسکات(مدیر گوگل)، کیک اسکات(مدیر گوگل)، میشل بری(استاد دانشکده پزشکی، دانشگاه استفورد)، فیروزه دما (نویسنده)، جول رابرتس( استاد حقوق، دانشگاه ویسکانسون)، عباس میلانی(رئیس گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد)، رضا براهنی ( عضو کانون نویسندگان ایران )، شهره آغداشلو (بازیگر ایرانی)، ابراهیم حامدی (ابی)، گوگوش، شهیار قنبری، بهروز وثوقی و فرامرز اصلانی، علی دباشی (استاد دانشگاه کلمبیا) در میان اسامی به چشم می خورند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 15:45  توسط سعید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
درباره ی عاشقانه ها :

من با عاشقانه ها ساز می زنم. گاهی غم ، گاهی شاد و گاهی ناکوک و فالش. در عاشقانه ها ، همه ی چیزی که هستم را می خوانید بدون دروغ، بدون ریا و بدون رنگ و لعاب. اولین بار، بدون لعاب زندگی کردن را از حسین پناهی آموختم آنجا که گفت : من همینم . اگر کسی قصد به زندان انداختن مرا دارد کمی درنگ کند. دوباره این جملات را بخواند :
من بد نیستم. تنها بدی ها را گزارش می کنم. گاهی به نفع شما و گاه به ضررتان و از دیدگاه من ، باز هم به نفعتان. نفع همه ی ما ایران است. ما در ایرانی بودن مشترکیم. برادرم را در راه همین ایران دادم. سخاوتمندانه رفت و با کوله باری از کارهای نیمه تمام گفت : کار همه ی ما ایران است. از عشق می نویسم و می دانید که سرزمین ما سرزمین لیلی ها و مجنون هاست. چندی ست البته که نیست . خواهد بود. تا جایی که ایران هست باید بود. عشق همه ی ما ایران است. مرا جدی نگیرید. من تنها وا مانده ام از سرنوشت خویش. ضربه خورده ام از دروغ و کثیف شده ام از نامردی ها. از آنان که بدند و جای خوبان نشسته اند. از سیاست. سیاست ، کار من نیست. در آن دخالت نکرده ام و می دانم که هرگز نخواهم کرد. تنها معترضم. معترض به حقوق از دست رفته ام. امید همه ی ما ایران است. اینجا به هر حال عاشقانه هاست. هدفش توصیف عشق است. عشقی که مال ماست. مال ما ایرانی هاست. مال ما شرقی هاست. می توانستم از توصیف عشق منصرف شوم و تنها آن را تعریف کنم و بعد هیچ. اما اعتقادم این است که عشق تعریف نمی شود. شاید بتوان توصیفش کرد. عشق من، در واقع همان خدای شماست. می دانم که نمی شود تعریفش کرد اما می شود توصیفش کرد. خدا نیز در سرزمین ماست. ما قوم آریایی ، از جنس اسلامیم. ریشه مان اسلام است هر چند من اسلام را به خوبی عشق نمی شناسم. عشق من بمانند اسلام شماست. ما همه انسانیم. هدفمان انسانیت است. گاهی به هم ایراد می گیریم تا راه انسانیت را گم نکنیم. این است همه ی عاشقانه هایم. شعار من هر سال چیزی ست و همیشه یک چیز : مثل من ، مثل تو ، مثل ما، مثل عاشقانه ها. عشق ، سرنوشت همه ی ماست. صلح ، شعارمان و آزادی ، اعتقادمان . حالا با این درنگ یک دقیقه ای هر کاری خواستی بکن.

از حضورتان در وبلاگم خوشحالم . دوستتان دارم که اینجایید. که می خوانید. که می بینید و نقد می کنید. دوستتان دارم.

سعید

پیوندهای روزانه
حسین پناهی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
عاشقانه نوشته هایم
اعتراض هایم
جمله هایم
معرفی فیلم
ایرادگیری هایم
اجتماعی نوشت هایم
خوانده ها - دیده ها - شنیده ها
طنز نوشته هایم
نامه هایم
ویژه هایم
منتخب نوشته هایم
معرفی کتاب
داستان
عکس
با بزرگان جاودان
دانلود ترانه و موزیک
سالنامه ها و سالگرد ها
پیوندها
رویا طحان *
ندا (دل م می نویسد . . .) *
حسین (شاعرانه ها) *
باران ( نفس عمیق ) *
واله ( سرود حقیقت ) *
بهاره (دیوار سیاه و سفید)
ojen ( هوای شرجی )
پاریزدخت (میم خانه)
هاله (دلشدگان)
امید (عادت می کنیم)
فریبرز (چیزی که پیر نمی شود)
قاصدک ( کولی ) *
غزل ( ساعت صفر عاشقی ) *
شهرزاد (دختری با ولتاژ بالا)
رهگذر ( آنچه می گذرد ... )
مرتضی توسلیان-فردین(هیشکی)
ناگفته های انقلاب 57 *
دنیا واسه هر دومون قشنگه
ساقی (هم سطر ، هم خیال)
مریم ( انتظار )
مهدی ( اسکلیسم ) *
حامیان کروبی در خوزستان
ناتاشا ( گاهی من! )
عروسک شکستنی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM