تبليغاتX
عاشقانه ها
مثل من ، مثل تو ، مثل ما ، مثل عاشقانه ها
 

 

شما دوست عزیز ! فکر می کنید افراد زیر در چه چیزی با هم مشترک هستند ؟

( ابتدا کامل بخوانید. سپس پاسخ را بنویسید )

 

؟ ؟ ؟

 

۱. سید محمدخاتمی

۲. استاد محمد رضا شجریان

۳. مدعی‌العموم و نماینده معاون وقت رئیس كل دادگستری استان تهران 

۴. محمد‌رضا رضاپور مدیر‌عامل گروه قطعات فولادی ایران

۵. وزارت علوم تحقیقات و فناوری،

۶. غلامرضا ضریفیان معاون پشتیبانی و حقوقی امور مجلس،
۷. شمس‌الدین ایسایی مدیر‌كل دفتر امور حقوقی وزارت كشور،
۸. احمد حاج محمد اسماعیل نوری مدیر دفتر ارزیابی بازرسی و پاسخگویی به شكایات استانداری گلستان،
۹. شورای اسلامی شهر تهران احمد حكیمی‌پور،
۱۰. حجت‌الاسلام محسن كدیور،
۱۱. سلیمی مدیر‌كل حراست شهرداری تهران،
۱۲. دانشگاه تهران و بعضی از دانشجویان حادثه دیده در فاجعه كوی دانشگاه تهران‌،
۱۳. سرپرست مدیریت حقوقی دانشگاه تهران،
۱۴. انجمن اسلامی دانشجویان دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران،
۱۵. سید محمد شهرتاش رئیس دانشگاه علم و صنعت ایران،
۱۶. كیومرث عزتی‌پور سرپرست دفتر حقوقی دانشگاه پیام نور،
۱۷. نعمت‌الله شاه ولی‌نژاد‌ وكیل دعاوی وزارت نفت،
۱۸. علی اكبر ماهرخ‌زاد رئیس امور حقوقی شركت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی،‌
۱۹. رضاپور مدیر گروه قطعات فولادی ایران،
۲۰. شیخ عبدالرسول كشمیری مدیر عامل شركت سپا فیلم،
۲۱. احمد میمنی مدیر شیلات استان یز‌د،
۲۲. عزیزالله رضائیان اداره كل حفاظت محیط زیست مازندران،
۲۳. محمد‌باقر قاسمی‌فرد شبكه‌ بهداشت و درمان الیگودرز،
۲۴. بانك رفاه كارگران،
۲۵. شورا‌یاران اسلامی شهرك قلعه حسن‌خان گرگان،
۲۶. شورای اسلامی شهر پارس‌آباد مغان استان اردبیل،
۲۷. اتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالی،
۲۸. بیژن اسماعیل‌زاده دبیر‌كل حزب پاك ایران،
۲۹. روزنامه‌های جامعه، نشاط، طوس، عصر آزادگان و لطیف صفری مدیر‌مسئول روزنامه نشاط،
۳۰. مهدی اسدی واقف و متولی موقوفه فدكیه حضرت زهرا (س)،
۳۱. رضا علیجانی،
۳۲. بشارت رفیعی خبرنگار ندای هرمزگان و خبرگزاری جمهوری اسلامی در حاجی‌آباد‌،
۳۳. داوود رستمی‌وند،
۳۴. قاسم اموری،
۳۵. علی‌اصغر تقی ‌زنجانی،
۳۶. فرهاد اكبری زاهد،حسین تلخابی،
۳۷. بتول تلخابی،
۳۸. مجتبی زوله،
۳۹. خسرو فلاحیان،
۴۰. زهره سماواتی،
۴۱. امیر فرشاد ابراهیمی
۴۲. صالح نیكبخت واحدی وكیل كدیور

 

 

هنوز هم متوجه نشده اید ؟ چرا ، من مطمئنم که فهمیده اید.

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 10:17  توسط سعید | 

 

مسافرت که بودم اخبار نمی خواندم و در همان چند روز که اخبار را نخواندم انگار اصلا هیچ اتفاقی نیفتاده بود. انگار هیچ کس کشته نشده بود و انگار نماز جمعه ی سبزی نبود که در آن گاز اشک آوری این اشک دم مشک من را باز هم در بیاورد. انگار هیچ چیزی مهم نبود. درست مثل زندگی بچه ها . بچه هایی که آنها هم در دسترس اخبار نیستند و شاید به همین دلیل زیباتر زندگی می کنند. بزرگ که می شوی باید اخبار را دنبال کنی . باید بزرگ تر فکر کنی وگرنه اصلا بزرگ نیستی. در همان روزهای مسافرت مکالمه ی دو کودک ۴ ساله من را به فکر برد در حالیکه این همه مکالمات بزرگ تر ها اصلا برای من جایی برای فکر کردن نمی گذاشت جز اینکه اینها چقدر کودکانه فکر می کنند. مکالمه ی دو کودکی که مرا به فکر برده بود با این جمله آغاز شد : " من باهات قهرم " و با این جمله تمام شد : " الکی. "

ای کاش می شد در جواب همه ی این اتفاقات بگویم : " الکی ؟ " و بعد خدا زبان در بیاورد و بگوید : " آره . الکی " در این چهار سال گذشته که سه سالش را نوشتم و نوشتم و نوشتم ، هیچ وقت نتوانستم در جواب به سوال "الکی؟ " بگویم : "آره" . آن ها با هم بحث می کردند. جر می کردند. خط و نشان می کشیدند و در آخر یکی سوال می کرد : "الکی؟" و آن یکی با لبخندی پاسخ می داد : "آره"

نمی دانستم و هیچ وقت هم نخواهم فهمید که این کودکان هستند که ما را کودک می پندارند یا ماییم که آنها را کودک می دانیم.

هیچ گاه ندانستم که دیوانه ها عاقلند یا عاقلان ؟

هیچ گاه نفهمیدم که ما عاشق معشوق می شویم یا عاشق عشق.

هیچ گاه نمی فهمم که سرنوشت ما را می سازد یا ما سرنوشت سازیم.

هیچ گاه نفهمیدم این خدا بود که ما را خلق کرد یا ما خلق کردیم خدا را .

هیچ گاه نفهمیدم : "ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را"  *

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"باهات قهرم"

"منم باهات قهرم"

"من دیگه باهات حرف نمی زنم"

"من دیگه باهات بازی نمی کنم"

"من دیگه نمی ذارم بیای خونمون"

"من اسباب بازیامو نمی دم بازی کنی"

"الکی؟"

"آره. الکی"

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* مهدی اخوان ثالث : گر انقلاب این است باری به ما بگویید . . . . ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 13:37  توسط سعید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
درباره ی عاشقانه ها :

من با عاشقانه ها ساز می زنم. گاهی غم ، گاهی شاد و گاهی ناکوک و فالش. در عاشقانه ها ، همه ی چیزی که هستم را می خوانید بدون دروغ، بدون ریا و بدون رنگ و لعاب. اولین بار، بدون لعاب زندگی کردن را از حسین پناهی آموختم آنجا که گفت : من همینم . اگر کسی قصد به زندان انداختن مرا دارد کمی درنگ کند. دوباره این جملات را بخواند :
من بد نیستم. تنها بدی ها را گزارش می کنم. گاهی به نفع شما و گاه به ضررتان و از دیدگاه من ، باز هم به نفعتان. نفع همه ی ما ایران است. ما در ایرانی بودن مشترکیم. برادرم را در راه همین ایران دادم. سخاوتمندانه رفت و با کوله باری از کارهای نیمه تمام گفت : کار همه ی ما ایران است. از عشق می نویسم و می دانید که سرزمین ما سرزمین لیلی ها و مجنون هاست. چندی ست البته که نیست . خواهد بود. تا جایی که ایران هست باید بود. عشق همه ی ما ایران است. مرا جدی نگیرید. من تنها وا مانده ام از سرنوشت خویش. ضربه خورده ام از دروغ و کثیف شده ام از نامردی ها. از آنان که بدند و جای خوبان نشسته اند. از سیاست. سیاست ، کار من نیست. در آن دخالت نکرده ام و می دانم که هرگز نخواهم کرد. تنها معترضم. معترض به حقوق از دست رفته ام. امید همه ی ما ایران است. اینجا به هر حال عاشقانه هاست. هدفش توصیف عشق است. عشقی که مال ماست. مال ما ایرانی هاست. مال ما شرقی هاست. می توانستم از توصیف عشق منصرف شوم و تنها آن را تعریف کنم و بعد هیچ. اما اعتقادم این است که عشق تعریف نمی شود. شاید بتوان توصیفش کرد. عشق من، در واقع همان خدای شماست. می دانم که نمی شود تعریفش کرد اما می شود توصیفش کرد. خدا نیز در سرزمین ماست. ما قوم آریایی ، از جنس اسلامیم. ریشه مان اسلام است هر چند من اسلام را به خوبی عشق نمی شناسم. عشق من بمانند اسلام شماست. ما همه انسانیم. هدفمان انسانیت است. گاهی به هم ایراد می گیریم تا راه انسانیت را گم نکنیم. این است همه ی عاشقانه هایم. شعار من هر سال چیزی ست و همیشه یک چیز : مثل من ، مثل تو ، مثل ما، مثل عاشقانه ها. عشق ، سرنوشت همه ی ماست. صلح ، شعارمان و آزادی ، اعتقادمان . حالا با این درنگ یک دقیقه ای هر کاری خواستی بکن.

از حضورتان در وبلاگم خوشحالم . دوستتان دارم که اینجایید. که می خوانید. که می بینید و نقد می کنید. دوستتان دارم.

سعید

پیوندهای روزانه
حسین پناهی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
عاشقانه نوشته هایم
اعتراض هایم
جمله هایم
معرفی فیلم
ایرادگیری هایم
اجتماعی نوشت هایم
خوانده ها - دیده ها - شنیده ها
طنز نوشته هایم
نامه هایم
ویژه هایم
منتخب نوشته هایم
معرفی کتاب
داستان
عکس
با بزرگان جاودان
دانلود ترانه و موزیک
سالنامه ها و سالگرد ها
پیوندها
رویا طحان *
ندا (دل م می نویسد . . .) *
حسین (شاعرانه ها) *
باران ( نفس عمیق ) *
واله ( سرود حقیقت ) *
بهاره (دیوار سیاه و سفید)
ojen ( هوای شرجی )
پاریزدخت (میم خانه)
هاله (دلشدگان)
امید (عادت می کنیم)
فریبرز (چیزی که پیر نمی شود)
قاصدک ( کولی ) *
غزل ( ساعت صفر عاشقی ) *
شهرزاد (دختری با ولتاژ بالا)
رهگذر ( آنچه می گذرد ... )
مرتضی توسلیان-فردین(هیشکی)
ناگفته های انقلاب 57 *
دنیا واسه هر دومون قشنگه
ساقی (هم سطر ، هم خیال)
مریم ( انتظار )
مهدی ( اسکلیسم ) *
حامیان کروبی در خوزستان
ناتاشا ( گاهی من! )
عروسک شکستنی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM