من رای دادم. تا روز قبلش هم قصد نداشتم رای بدهم. اما الان راضی هستم که رای دادم و امیدوارم به رای آوردن جریان اصلاحات.
امسال سال خوبی نبود. سال تنش و اضطراب بود. سالی که به همه قشری فشار وارد شد و تقریبا همه به جز یک قشر خاص، کتک مفصلی یا خوردند یا دیدند. به هر صورت به این می گویند مهرورزی از نوع اعجاز هزاره ی سوم. سالی سخت برای دختران و پسران، برای معلمان و کارگران، برای دانشجویان و اساتید، و برای .... حتی فوتبال! و ورزش.
در این نوشته ی کوتاه سعی دارم تا کمی بیشتر این تنش ها را بررسی کنم تا ببینیم اصلا چه شد که چنین شد؟
از اردیبهشت ماه امسال (سال ۱۳۸۶ خورشیدی) دولت با کمک نیروی انتظامی سعی کرد بار دیگر اثبات کند که دروغگوست و آن پیچ و تاب های ابرو و قر کمرش که قبل از انتخابات سال ۸۳ بود همه از بین برود. روزنامه ها اکثرا یا تعطیل شدند یا داغون! دانشجوها یا دستگیر شدند یا تعلیق! به کلیه ی اساتید گفتند: بفرمایید در منزلتان استراحت کنید. زیاد پیر شده اید! انجمن های اسلامی یا تعطیل شدند یا تعلیق! دانشجوها یا آمریکایی شدند یا بسیجی! از این حرفها که بگذریم می خواهم دو تا چیز را به هم ربط بدهم. شاید موافق باشید شاید هم منافق!
اگر موج بوجود آمده از دولت نهم را که همواره با سرکوب مخالفان شروع شده و تعمیم یافته است مروری بکنیم به این نتیجه می رسیم که اینها می تواند به نوعی با انتخابات مجلس (۲۴ اسفند ۱۳۸۶) مربوط باشد. مثلا اگر مروری بر زد و خوردهای خیابانی مامورین دولت(آژان ها یا همان نیروی انتظامی) داشته باشیم و آن را با فشارهای وارده بر تمامی اقشار جامعه (دانشجو، استاد، معلم، کارگر، بازنشسته، فقیر، گدا، معتاد، دزد،زن و مرد ) به غیر از بسیجی مقایسه کنیم در می یابیم که این فشارها زیاد هم بی معنا نبود.
قبول کنیم که تحریم انتخابات امسال به نفع اصولگرایان بود. خبرگزاری فارس جمعه شب (۲۴ اسفند) لحظاتی پس از ساعت ۱۹ اعلام کرد: "تنها یک میلیون و چند صد هزار نفر شرکت کرده اند!" وزارت کشور از این اقدام کمی جا خورد و گفت: "ما که هنوز آماری ندادیم. آقایان از کجا آمار آورده اند؟" در واقع وزارت کشور می خواست بگوید:"آقایان آمار را از کجایشان در آورده اند؟!" که البته نگفت. بدین ترتیب مشخص شد که خبرگزاری اصولگرای فارس از گفتن این آمار هدفی داشته که قطعا هدفش ترغیب خانواده های ایرانی به انتخابات نبوده چرا که خانواده های ایرانی پای اینترنت نیستند؛ بلکه دور کردن تحریم کنندگان از صحنه ی انتخابات به صورت هر چه قوی تر بوده است بدین معنی که آقا اگر ۱٪ هم شک داری که رای بدی، نده! چون هیچ کس نیومده! لحظاتی بعد فارس دوباره نوشت: "اصولگرایان مقتدرانه پیروز شدند" به قول اقای نبوی آگاهان گفتند : "خَف بابا!" این دفعه دیگر وزارت کشور هم در مورد منبع خبری فارس سکوت کرد!!!
حالا برای اثبات بیشتر مطلب بیاید برگردیم به عقب تر ، یعنی به زمان ثبت نام نمایندگان در مجلس و رد صلاحیتها و تاییدات. اگر دقت کنیم این بار شورای نگهبان به کمک دولت آمد و تا می توانست برای اکثریت اصلاح طلبان کپی فرستاد که طبق بند ۱ و ۳ شما رد صلاحیتید. اصلاحات داشت می پاشید. مدیر و رهبر لازم داشت. باز خاتمی رسید. لیستی را تنظیم کرد و از تک تک اعضا خواست تا به هیچ عنوان کنار نکشند و صبر کنند.
برگردیم به عقب تر ، حالا راحت تر می شود فشارهای وارده از سمت نیروی انتظامی و دولت و تورم و گرانی و دشمن پروری و مقدس پروری و لیوان آب و بقیه ی چیزها را به انتخابات مربوط کرد. طبیعی است که فشارهای وارد شده، به دانشجویان است. به اساتید است. به زنان آزاده اندیش و زیباست. به مردان آزاده اندیش است. به معلمان معلم است. به انجمن اسلامی است. به کارگران آزاده اندیش و فهیم است. به فعالین حقوق بشر است. به بازنشسته هاست. به سایت های اینترنتی موفق و راست اندیش و راست گوست. در مورد گرانی فکر میکنید عامه ی مردم گرانی را به احمدی نژاد و مجلس مربوط می کنند؟ اگر این گونه فکر می کنید سخت در اشتباهید. به موقعش همه می گویند: "احمدی نژاد می خواد نمی ذارن که انجام بده" من خودم ۱۰۰ ها بار این جمله را شنیده ام. پس اگر کمی دقیق شویم فشار بر کسانی بود که اکثرا قشر فهیم جامعه محسوب می شدند. حالا یک سوال: اصولگرایان از چه کسانی رای می آورند؟ از قشر غیر فهیم. اصلاح طلب ها چه؟ از قشر فهیم. پس اینجا هم خواستند رای اصلاحات را کمتر کنند. روزنامه های اصلاح طلب را هم که قبلا نابود کرده بودند.
امیدوارم که اگر قرار است انتخابات را تحریم کنیم خودمان این کار را بکنیم نه این که برایمان تحریم کنند تا رایشان را بالا ببرند و از واژه های اصلاحات به نفع خودشان استفاده کنند.
حالا هر چه که از این متن دستگیرتان شد دیگر با خودتان. این نظر شخصی من بود.
امیدوارم روزی برسد که ایران ، این کشور مظلوم و بی گناه، به حق خود دست یابد و آن روز، چنان خاک خود را پرورش دهد تا من در کشوری بیگانه احساس غربت نکنم
چه درون خاک باشم و چه بیرون آن.