![]() |
![]() |
|
| مثل من ، مثل تو ، مثل ما ، مثل عاشقانه ها |
|
امشب در برنامه ی نود اختلال در سیستم مخابرات باعث شد تا هیچ پیام کوتاهی به این برنامه نرسد و من فکر می کنم تا حدودی شانس با ما بود که مسئولین سازمان تربیت بدنی ، فقط با مخابرات هماهنگ کرده بودند. اگر با اداره ی برق هماهنگ می کردند شاید الان ما حتی نود را نمی دیدیم . امیدوارم هفته ی آینده نیز با اداره ی برق، هماهنگی نشود تا بتوانیم لا اقل این برنامه را ببینیم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنامه ای به کفاشیان :
جناب آقای کفاشیان! ریاست فدراسیون فوتبال ایران.
چند وقت پیش در برنامه ی نود، مثل خیلی از برنامه های دیگر تلویزیون ، برخی افراد مجهول الهویه، مجری خوب برنامه نود را متهم به پایمال کردن خون شهدا کردند. حالا هم گویا قصد کرده اند که برنامه را تحریم کنند. شنیده ام که گفته اید هیچ کس از اعضای فدراسیون و حتی مربیان و سرمربیان و اعضای تیم های دولتی پرسپولیس و استقلال با این برنامه تا اطلاع ثانوی مصاحبه نکنند. آقای کفاشیان، یادتان رفته در کجا ایستاده اید یا یادتان رفته شهدا برای چه جنگیدند و خونشان برای چه ریخته شد؟ بنده خودم عضو کوچکی از خانواده های شهدا هستم. پسری که برادرش را در راه آزادی و مقابله با هجوم نیروهای عراقی و دفاع از میهن از دست داد. آقای کفاشیان! رییس سازمان لیگ، عادل فردوسی پور را متهم به پایمال کردن خون شهدا کرد. من به نیابت از خودم و خانواده ی داغدارم به شما عرض می کنم که این عادل فردوسی پور نیست که خون شهدا را پایمال می کند بلکه این خود شمایید که موجب پایمال شدن خون شهدایید. شما وظیفه دارید و باید پاسخگو باشید در برابر تمامی نقد ها و هیچ گاه سعی نکنید که از خون برادر من و امثال برادر من در راستای رسیدن به اهداف شوم خود سوء استفاده کنید و این را به باقی اعضای فدراسیون و لیگ نیز بگویید. به آنها بگویید کاری نکنند که همین طور که مردم هم اکنون نسبت به انقلاب و دین و خیلی چیزهای دیگر مشکوک و سرخورده شده اند نسبت به شهدای میهنمان نیز نوعی تنفر پیدا کنند. آقایان! فراموش نکنید که مانند من و امثال ما خانواده های شهدا در این مملکت بسیارند. چرا کاری می کنید که مردم نسبت به شهدا بدبین و دلزده شوند؟ چرا آرمان های سربازان وطنی را که تنها برای دفاع از میهنشان به جبهه های جنگ رفتند به آرمان هایی که خودتان دوست دارید تغییر می دهید؟ شما به چه حقی به خود اجازه می دهید که یک نقد ناچیز و نه چندان کوبنده را این چنین به نظام و شهدا پیوند می دهید. برادر من در وصیت نامه اش این چنین می نویسد : " پدر و مادر عزیزم! اینجا همان جایی ست که مدتها آرزویش را داشتم. صداقت، تعاون، دوستی و محبت در اوج است." آقای عزیز محمدی، آقای کفاشیان، آقای آخوندی ! تاکید برادر من روی صداقت و آزادی ست نه سرکوب و خفقان هر منتقد. چگونه به خودتان اجازه می دهید در هر جایی نام شهدا را به میان بیاورید؟ من به عنوان یک برادر شهید و یکی از اعضای خانواده های شهدا، به هیچ هدفی از اهداف برادرم در نظام جمهوری اسلامی نرسیده ام. حالا می خواهید کاری کنید که آرمان های شهدا را نیز از بین ببرید؟ خجالت بکشید. مردمی که جمهوری اسلامی را یک ایدئولوژی خوب می دانستند حالا به دلیل نرسیدن به اهداف و آرمان های این ایدئولوژی انقلابی، از آن دلزده شده اند. کاری نکنید که نگاه مردم به شهدا هم مثل نگاه آنها به جمهوری اسلامی باشد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 1:0 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
درباره ی عاشقانه ها :
من با عاشقانه ها ساز می زنم. گاهی غم ، گاهی شاد و گاهی ناکوک و فالش. در عاشقانه ها ، همه ی چیزی که هستم را می خوانید بدون دروغ، بدون ریا و بدون رنگ و لعاب. اولین بار، بدون لعاب زندگی کردن را از حسین پناهی آموختم آنجا که گفت : من همینم . اگر کسی قصد به زندان انداختن مرا دارد کمی درنگ کند. دوباره این جملات را بخواند : من بد نیستم. تنها بدی ها را گزارش می کنم. گاهی به نفع شما و گاه به ضررتان و از دیدگاه من ، باز هم به نفعتان. نفع همه ی ما ایران است. ما در ایرانی بودن مشترکیم. برادرم را در راه همین ایران دادم. سخاوتمندانه رفت و با کوله باری از کارهای نیمه تمام گفت : کار همه ی ما ایران است. از عشق می نویسم و می دانید که سرزمین ما سرزمین لیلی ها و مجنون هاست. چندی ست البته که نیست . خواهد بود. تا جایی که ایران هست باید بود. عشق همه ی ما ایران است. مرا جدی نگیرید. من تنها وا مانده ام از سرنوشت خویش. ضربه خورده ام از دروغ و کثیف شده ام از نامردی ها. از آنان که بدند و جای خوبان نشسته اند. از سیاست. سیاست ، کار من نیست. در آن دخالت نکرده ام و می دانم که هرگز نخواهم کرد. تنها معترضم. معترض به حقوق از دست رفته ام. امید همه ی ما ایران است. اینجا به هر حال عاشقانه هاست. هدفش توصیف عشق است. عشقی که مال ماست. مال ما ایرانی هاست. مال ما شرقی هاست. می توانستم از توصیف عشق منصرف شوم و تنها آن را تعریف کنم و بعد هیچ. اما اعتقادم این است که عشق تعریف نمی شود. شاید بتوان توصیفش کرد. عشق من، در واقع همان خدای شماست. می دانم که نمی شود تعریفش کرد اما می شود توصیفش کرد. خدا نیز در سرزمین ماست. ما قوم آریایی ، از جنس اسلامیم. ریشه مان اسلام است هر چند من اسلام را به خوبی عشق نمی شناسم. عشق من بمانند اسلام شماست. ما همه انسانیم. هدفمان انسانیت است. گاهی به هم ایراد می گیریم تا راه انسانیت را گم نکنیم. این است همه ی عاشقانه هایم. شعار من هر سال چیزی ست و همیشه یک چیز : مثل من ، مثل تو ، مثل ما، مثل عاشقانه ها. عشق ، سرنوشت همه ی ماست. صلح ، شعارمان و آزادی ، اعتقادمان . حالا با این درنگ یک دقیقه ای هر کاری خواستی بکن. از حضورتان در وبلاگم خوشحالم . دوستتان دارم که اینجایید. که می خوانید. که می بینید و نقد می کنید. دوستتان دارم. سعید |
| پیوندهای روزانه |
|
حسین پناهی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|