![]() |
![]() |
|
| مثل من ، مثل تو ، مثل ما ، مثل عاشقانه ها |
|
ما مث پدالای یه دوچرخه ایم گاهی من بالا می رم و گاهی تو پایین میای گاهی تو بالا می ری و گاهی من پایین میام اما چیزی که مهمه حرکت اون دوچرخه س دوچرخه ای که من اسمش رو می ذارم زندگی چیزی که برای دوچرخه ی زندگی مهمه هدف دوچرخه س هدفی که من اسمش رو می ذارم آرامش چیزی که این وسط هیچ کدوم از پدالا نمی بیننش دوچرخه سواره دوچرخه سواری که من اسمشو می ذارم سرنوشت *** اما یه نکته ای رو همیشه یادت بمونه اگه یکی از پدالای دوچرخه همیشه بالا بمونه یعنی اگه یکی از پدالای دوچرخه همیشه پایین بمونه دوچرخه بعد از مدتی وای میسه و هیچ وقت به هدفش نمی رسه دوچرخه سرنگون می شه و زندگی از حرکت باز می مونه پدالا سر هم خراب می شن و دعوا می شه هدف نابود می شه پدالا داغون می شن سرنوشت، سرنگون می شه حالا می شه فهمید وقتی می گن سرنوشت دست خود آدمه چرا می گن این ماییم که می تونیم بچرخیم اگه نچرخیم زندگی وای میسه اگه زندگی وایسه سرنوشت باید پاهاشو محکم روی یکی از پدالا فشار بده تا جبران این ایست بشه اون پدال ، پدالیه که بالاتره اما برعکسشم هست وقتی سرنوشت زور اول رو زد و ما رو به حرکت در آورد بعد از مدتی بدون اینکه سرنوشت پاهاشو روی یکی از پدالا فشار بده هر دو تا پدالو ول می کنه و دو چرخه خودش می ره می ره تا باز بخوره به سربالایی اونوقت یه ذره فشار از سمت سرنوشت باز ما رو به حرکت در میاره *** یه دعا می کنم نه برای خودم یه دعا می کنم نه برای تو دعا می کنم دوچرخه ای که پدالاش من و توییم همیشه بره و هیچ وقت وای نسه چون اگه یکی از ما پدالا خیلی از بالا بودن خودش خوشحال بشه معنی ش اینه که یکی دیگه مون همیشه پایینه و . . . دو چرخه وای میسه بذاریم چرخای زندگی بچرخن بذاریم دوچرخه راه بره بذاریم دوچرخه برسه به مقصدش برسه به آرامش آرامش آرامش دوستت دارم تولدت مبارک رویا
جمله ی آخر : تا توانی دلی به دست آور . . . . . . دل شکستن هنر نمی باشد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 3:57 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
درباره ی عاشقانه ها :
من با عاشقانه ها ساز می زنم. گاهی غم ، گاهی شاد و گاهی ناکوک و فالش. در عاشقانه ها ، همه ی چیزی که هستم را می خوانید بدون دروغ، بدون ریا و بدون رنگ و لعاب. اولین بار، بدون لعاب زندگی کردن را از حسین پناهی آموختم آنجا که گفت : من همینم . اگر کسی قصد به زندان انداختن مرا دارد کمی درنگ کند. دوباره این جملات را بخواند : من بد نیستم. تنها بدی ها را گزارش می کنم. گاهی به نفع شما و گاه به ضررتان و از دیدگاه من ، باز هم به نفعتان. نفع همه ی ما ایران است. ما در ایرانی بودن مشترکیم. برادرم را در راه همین ایران دادم. سخاوتمندانه رفت و با کوله باری از کارهای نیمه تمام گفت : کار همه ی ما ایران است. از عشق می نویسم و می دانید که سرزمین ما سرزمین لیلی ها و مجنون هاست. چندی ست البته که نیست . خواهد بود. تا جایی که ایران هست باید بود. عشق همه ی ما ایران است. مرا جدی نگیرید. من تنها وا مانده ام از سرنوشت خویش. ضربه خورده ام از دروغ و کثیف شده ام از نامردی ها. از آنان که بدند و جای خوبان نشسته اند. از سیاست. سیاست ، کار من نیست. در آن دخالت نکرده ام و می دانم که هرگز نخواهم کرد. تنها معترضم. معترض به حقوق از دست رفته ام. امید همه ی ما ایران است. اینجا به هر حال عاشقانه هاست. هدفش توصیف عشق است. عشقی که مال ماست. مال ما ایرانی هاست. مال ما شرقی هاست. می توانستم از توصیف عشق منصرف شوم و تنها آن را تعریف کنم و بعد هیچ. اما اعتقادم این است که عشق تعریف نمی شود. شاید بتوان توصیفش کرد. عشق من، در واقع همان خدای شماست. می دانم که نمی شود تعریفش کرد اما می شود توصیفش کرد. خدا نیز در سرزمین ماست. ما قوم آریایی ، از جنس اسلامیم. ریشه مان اسلام است هر چند من اسلام را به خوبی عشق نمی شناسم. عشق من بمانند اسلام شماست. ما همه انسانیم. هدفمان انسانیت است. گاهی به هم ایراد می گیریم تا راه انسانیت را گم نکنیم. این است همه ی عاشقانه هایم. شعار من هر سال چیزی ست و همیشه یک چیز : مثل من ، مثل تو ، مثل ما، مثل عاشقانه ها. عشق ، سرنوشت همه ی ماست. صلح ، شعارمان و آزادی ، اعتقادمان . حالا با این درنگ یک دقیقه ای هر کاری خواستی بکن. از حضورتان در وبلاگم خوشحالم . دوستتان دارم که اینجایید. که می خوانید. که می بینید و نقد می کنید. دوستتان دارم. سعید |
| پیوندهای روزانه |
|
حسین پناهی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|