"خواهرم از تو معذرت می خواهم"
خواهرم مرا ببخش. مرا ببخش که به جانت افتادم. مرا ببخش که نگاه هرزه آلوده م را به طرفت نشانه رفتم. تو را گرگ درنده ی روز خطاب کردم و خفاش شب خواندمت. تو را فاحشه پنداشتم. تو را از یاد بردم . من تو را با زنان هرزه مقایسه کردم و آبروی تو را که ۲۸ سال است پای انقلاب فرهنگی و اسلامی ایستادی بردم . گرانی بود. هیچ نگفتی . بدی بود بخشیدی . با تو مانند برده برخورد کردم هیچ نگفتی. تو را ۲۸ سال آزردم و هیچ نگفتی . سر خم کردی و به پایم سوختی . تو عاشق ایرانی و من شرمگین ایران.

خواهرم ؛
هموطنم ، هم خاک من ، هم عشق من ، هم فکر من ، تو را از یاد بردم. من باعث این نفرت تو از اسلام حکومتی ام شدم. خواهرم ممنونم به خاطر بخشایشت . به خاطر تحملت . به خاطر سنگ صبوریت. به خاطر عشق آتشینی که از ترس من مخفی می کنی . به خاطر فیلمها و عکس های نا بهنجاری که از تو گرفتم و تو در مقابل عمل کثیف من ، پناهندگی ۲۰ کشور جهان را نپذیرفتی. تو که هستی؟

خواهرم؛
ای مونس تنهایی من ! دوست داشتنی ترین زن دنیا ! مادر نمونه ! خواهر گرانقدر ! دوست و همسر و همسنگر عزیزم! تو را از یاد بردم. فراموش کردم که تو بودی که داغ برادرانت را دیدی و چشیدی و به خاطر کشورت هیچ نگفتی . لام تا کام حرفی نزدی . سوختی و ساختی . از سر کار خسته به خانه برگشتم و سرت فریاد زدم . اما تو با آن لطافت زنانه ات که تنها تو داری و بس، تحمل کردی و هیچ صدا نکردی . در مقابل به من گفتی عشق من آرام باش! تو که هستی؟
خواهرم؛
ای زیبا ترین زن جهان. با توام . زن ایرانی من . با تو هستم. چرا رویت را از من برمی گردانی؟ چرا نگاهم نمی کنی؟ به تو تشر زدم؟ جبران می کنم. سرت فریاد کشیدم؟ به تو لقب زشتی دادم؟ عذر می خواهم. خواهش می کنم سرت را بالا بگیر. از زن بودن خودت پشیمانی؟ می دانم که نیستی اما اگر اینچنین است من عاجزانه تو را می بوسم. نمی دانم لایق هستم یا نه؟ نگاهم می کنی یا نه؟ خواهرم ، به من نگاه کن. به خدا قسم که در دنیا نعمتی بالاتر از تو نیافتم. ولی افسوس که آب در کوزه بود و تشنه لب می گشتم. خواهرم ، خواهر عزیز من ، دوست تکرار ناپذیر من ، مرا می بخشی؟ به تو می بالم. از آن جهت که تو مرا بالیدی.
خواهرم؛
خواهرم! زبانم قاصر است از تشریح نکویی تو . دوست دارم لام تا کام نگویم تا ۲۸ سال را برایم بازگو کنی. در خیابان با ترس و لرز راه رفتی؟ تنت لرزید تا من را دیدی؟ از ریش من ترسیدی؟ از باتومم ترسیدی؟ اشک ریختی و من نفهمیدم ؟ از حقت گذشتی و من پنداشتم که تو حقی نداری؟ برای بودن با من همه چیز را باختی و من فکر کردم وظیفه ات را انجام دادی؟ چه داری می گویی؟ وآی ... تو چگونه از میان من گذشتی و عرق شرم ریختی در حالی که شرم لایق من بود. خواهرم عذر می خواهم که تا گوشه ی خیابان قدم زدی به تو قیمت دادم. تا کنار خیابان ایستادی تو را اشتباه گرفتم. من ... من ... شرمگینم هم اکنون . از چند سال با تو بودن و هیچ ثانیه با تو بودن.
خواهرم؛
زن بودنت را به من اثبات کردی. مرا نرنجاندی. به من صبر آموختی و استقامت. به من گل لاله ای را عطا کردی که لایقش بودم یا نه، نمی دانم. نمی دانم چگونه می شود جبران کرد؟ خواهرم در سر دوراهی عشق و نفرت از خودم دارم تاول می زنم. نمی دانم تو که هستی که این گونه دلرحمی ؟ تو چقدر می توانی صبور باشی؟ به خدا قسم که تو زیباترین مخلوق اویی. به روح برادرم قسم که وقتی شهید شد تو ۸ سال پای او نالیدی و شوهر نکردی. تو که هستی که این گونه وفاداری؟ تو که هستی که ایران را سربلند کردی؟ تو که هستی ؟ چقدر می توانی خوب باشی؟ چقدر می توانی بسوزی و در عین سوختن ، آب سردی باشی بر پیکر سوخته ها.
تو ، که هستی که همه چیز از تو تازه است و خود از همه چیز فرسوده تری؟
خواهرم؛
من زبانم قاصر است . نقطه چین می گذارم آخرِ صحبتم را تو پُر کن. شاید تو ترانه ای باشی که اکنون بیش از ۱۵ سال داری.
...........................................................................................................................................
...........................................................................................................................................
...........................................................................................................................................
............................................................................. .
نوشته شده توسط سعید.ش مدیر وبلاگ عاشقانه ها
===================================
این شعر زیبا را تقدیم به تو می کنم که عاشق ترین موجود دنیایی.. به تو یعنی زن ایرانی!
مرا ببخش بی بیِ بی من
مرا ببخش فندک روشن
مرا ببخش لاله یِ شیشه
مرا ببخش شعرِ همیشه
من از تو با همه گفتم که گریه بگیرم
من از تو با تو نگفتم که در تو بمیرم
ابری نباش بی بی آبی
بپوش امشب رخت آفتابی
گریه نکن بی بی ِ بی دل
نبض من باش موج بی ساحل
مرا ببخش اگر تو را به باد سپردم
اگر تو را به اوج ترانه نبردم
مرا ببخش اگر رفیق و یار نبودم
مرا ببخش اگر که ماندگار نبودم
مرا ببخش اگر تو را به شعر شکستم
در مرگ برگ اگر که به گریه نشستم
مرا ببخش اگر که دریاوار نبودم
مرا ببخش اگر که خانه نگهدار نبودم...
شاعر :شهیار قنبری
نام شعر : مرا ببخش
============================
و در آخر سخنی با شما دارم؛
آقایان نمایندگان مجلس ، حداد عادل ، محمود احمدی نژاد ، سردار احمدی مقدم و آیت ا... خامنه ای به عکس زیر با مهربانی نگاه کنید اگر مهربانی را هنوز از یاد نبرده اید.

عکس برداشته شده از سایت اعتماد ملی : http://roozna.com
====================================================
توجه همه ی دوستان را به دیدن این فیلم بسیار کوتاه ولی با تاثیر فوق
العاده زیاد ،جلب می کنم.
برای دیدن فیلم به لینک زیر مراجعه کنید.در آنجا چند لحظه صبر کنید تا به
طور کامل دانلود شود .
http://youtube.com/watch?v=x66h5kAKg5g